خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )
مقدمه 29
نهج البلاغة ( فارسى )
و در كتابى كامل بدين صورت جمع نشده ، چرا كه امير المؤمنين عليه السّلام سرچشمهء فصاحت و آبشخور آن ، و منشأ بلاغت و پديد آورنده آن است ، پوشيدهء بلاغت و فصاحت از او آشكار گشته ، و قوانينش از او گرفته شده ، و هر گويندهء سخنورى از او پيروى كرده ، و هر واعظ بليغى از سخن او كمك گرفته ، با اين وصف او از همه گوى سبقت ربوده و اين همه به او نرسيده ، او پيش افتاده و آنان پس ماندهاند ، چرا كه كلام آن حضرت را ، كه بر او سلام باد رنگى از علم حق ، و بويى از سخن پيامبر است . من خواستهء آنان را به نظام دادن اين تأليف پذيرفتم ، و بر اين معنى آگاه بودم كه سودش عظيم ، و نامش پر آوازه ، و اجرش ذخيرهء روز جزاست . قصدم اين بود كه علاوه بر محاسن فراوان و فضائل بسيار ، عظمت مقام امير المؤمنين عليه السّلام را در ميدان اين فضيلت بنمايانم ، و اين كه آن حضرت ( عليه السّلام ) تنها شخصيتى است كه از ميان همهء پيشينيانى كه سخنانى از آنان مانده ، و از آنها از فصاحت و بلاغت اندكى و از فضيلت كلام مرحله ناچيزى نقل مىشود ، سخنان حضرتش به آخرين مرحله از فصاحت و بلاغت رسيده ، گفتارش درياى بىكرانى است ، كه هيچ سخنى با آن برابرى ندارد ، و اقيانوس بىانتهايى است كه همتايى برايش نيست . و شايسته دانستم در افتخار كردن به آن حضرت ( كه شاخهاى از آن درختم ) به قول فرزدق شاعر مثل بزنم : « آنان پدران من هستند ، اى جرير مانند ايشان را بياور ، زمانى كه اجتماعات ما را به گرد هم آورد » . كلام حضرت را مشاهده كردم بر سه قطب مىچرخد : اول خطبهها و اوامر ، دوم نامهها و رسالهها ، سوم حكمتها و پندها . عزمم بر اين شد كه به توفيق الهى ابتدا خطبههاى نيكو ، آنگاه نامههاى جالب ، سپس حكمتها و آداب زيبا را انتخاب كنم ، در حالى كه براى هر كدام بابى قرار دهم ، و در هر باب برگهاى سپيدى بنهم ، تا اگر در آينده موارد ديگرى را يافتم كه فعلا در دسترس نبود به آن اضافه كنم . و اگر سخنى از حضرت به دست آمد كه در اثناى گفتگويى ، يا پاسخ پرسشى ، يا منظور ديگرى از آن حضرت صادر شده ، كه از آن سه قطب نيست ، سه قطبى كه قاعدهء كتاب را بر آنها نهادهام ، پس آن را در بابى كه مناسبتر و شباهتش به آن بيشتر بود آورم ، چهبسا در ميان آنچه انتخاب نمودهام فصولى ناهماهنگ ، و سخنان زيبايى نامنظم آمده ، علّت اين مسأله آن است كه من نكات و سخنان درخشنده را گردآورى مىكنم ، و قصدم نظم و پيوستگى ميان آنها نيست . و از شگفتيهاى آن حضرت عليه السّلام كه در آن منحصر به فرد است و همتايى ندارد اين كه : اگر شخص ژرفنگر و انديشمندى در گفتار حضرتش كه در زهد و مواعظ و توجّه به آخرت و باز داشتن از موجبات عذاب است انديشه كند ، و به آن فكر نكند كه اين سخن